#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_105
.اینکه اگر تو بودی تورو میدید اینکه چقد دوسم داری چقد دوست دارم اینکه چقد بهم میاییم چقد کنار هم خوشحالیم حتی جرات نمیکرد نزدیکم بشه
سرم رو به شونه اش تکیه داده بودم و صورتم سمت صورتش بود کافی بود کمی صورتش رو خم کنه تا بتونه ببوستم و خم کرد
لبام یخ کرد اما قلبم گرم شد سرش خم کرد و لاله گوشم بوسید شنهای زیر دستم چنگ زدم تا صدای لذت از عشق متفاوتم به گوش اون دختر دبیرستانی و پسر بچه نرسه
کنار گوشم زمزمه کرد
.نیستم که بهت نشون بدم خوشبختی یعنی چی اما هستم تا خوشحالت کنم خنده هات برای من کافیه تا زندگی باتموم وجود حس کنم
باتموم وجود خندیدم
سرش تو زاویه شونه و گردنم فرو کرد و تقارنش رو پر از بوسه های ریز خنک کرد که دلم رو از عاشق بودنم خنک میکرد پیشونیش روی شونه ام تکیه داد و زمزمه وار گفت
. بهت قول میدم بخاطرت بجنگم به دنیا برگدم و بدستت بیارم و به کل دنیا نشونت بدم و بگم این عشق منه کسی اخم رو پیشونیش بنشونه دنیاشو جهنم میکنم ... بهت قول میدم بخاطر تو برگردم بهت قول میدم
تکرار قول میدماش سرد نبود گرم گرم بود
گرم و دلنشین
گرم و عاشقانه
گرم و ...
دلم میخواست اون لحظه تا اخر ادامه پیدا کنه اما صدای اون دختره که با تعجب به دوسپسر کوچولوش میگفت حمید اونجا ببین دختره رو هوا لم داده باعث شد تا بیشتر توجه شون رو جلب نکردیم به سمت ویلا برگردیم
romangram.com | @romangram_com