#دلی_نمونده_بشکنی_پارت_100
تق کوبیدم تو کله اش
.که از پشت کوه اومدم
اینبار موهاش کشیدم
.که اشغالی هان
قبل اینکه بتونم تو شکمش مشتی بکوبم دستامو گرفت و گفت
.اقاتسلیم تو منو نزن مشتا کوچیکت درد میگیره منم قول میدم تلافی کنم ... پایه شما هستی
.عاشق شمال تو فصل ابان بودم یه لحظه بارون پاییزی و لحظه بعد هوای افتابی و کلا من تو هر فصلی از سال واسه شمال جون میدادم
اما لذت شمال رفتن صبح فرداش که فهمیدم چندش ترین ادم دنیا همسفرمه به کامم زهر شد
همچین با نیش شل به ایفون تصویری زل زده بود که تنها چیزی که میخواستم یه مشت تو دهنش بود بدون اینکه جواب بدم از همونجا داد زدم
.یکی بیاد این انچوچک رد کنه بریم به سفرمون برسیم
ماکان بدو بدو اومد به مانیتور نگاه کرد و زد زیر خنده
.یعنی موندم تو کار خدا توچرا به خون این بشر تشنه ای
romangram.com | @romangram_com