#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_99
با استرس لبخندی زدم و گفتم : سلام
عزیزم بهت توضیح میدم
حامی سری تکون داد گفت : برو کیفتو بردار بریم ....
به سمت خونه مامان رفتم ،حامی مى خواست با مامان
احوالپرسی کنه
مامانجون دستم راگرفت و گفت : برو
عزیزم بهش توضیح بده نذار بینتون
سؤتفاهم پیش بیاد و اين چيزا از هم دورتون کنه
حلال همه ی مشکلات آرامشه با آرامش حرف
بزن ، اینطوری چیزی پیش مياد
گونه ی مامانجون و بوسیدم
خداحافظی سرسری با بقیه کردم
حامی تو ماشین منتظرم نشسته بود
تو ماشین حامی نشستم بدون حرفی
ماشین و روشن کرد
romangram.com | @romangram_com