#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_274
- ممنون
همین که پرستار رفت از جام بلند شدم
به سمت شیشه هاى سی سی یو رفتم
سینه سوگند اروم بالا و پایین میشد
سرش سمت شیشه چرخید نگاهمون باهم قفل شد
لبخند پر دردی زدم
سر انگشتام و بوسیدم و روی شیشه
گذاشتم، دستش آروم بالا اومد و برام سرانگشتاشو تکون داد
کاش میشد میتونستم الان کنارش می بودم
اخه سوگند من معتاد آغوشتم ،تمام
تلاشمو میکنم تا کنارم داشته باشمت تو
هدیه خدا برای منه گناهكارى... پس باید برای من بمونی باید .....
با اصرار زیاد برای چند دقیقه داخل سی
سی یو شدم ،لباس استریل شده پوشیدم
romangram.com | @romangram_com