#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_101

دارم ، بريم....

لبخندی زدم ، خم شدم طرفش گونه اش

و بوسیدم گفتم : هر چی آقامون بگه

حامی دستش و جایی که بوسیده بودم

گذاشت و سرعت ماشین و زیاد کرد

نفس آسوده ی کشیدم که بدون اتفاق

بدی این ماجرا ختم بخیر شد نگاهی به

خیابون هایی که نوید اومدن بهار و

میداد انداختم توی دلم گفتم : بدون

مشاجره و دعوا هم میشه سؤتفاهم

ها رو برداشت کافیه با آرامش حرف

بزنی و یکی از دو نفر کوتاه بیاد

وارد رستوران کوچیک اما شیک و تمیزی

شدیم ، تمام دور حیاط و تخت چیده

بودن و یه حوضه کوچیک و قشنگی

romangram.com | @romangram_com