#دلم_آغوشت_را_میخواهد_پارت_102
وسط حیاط رستوران قرار داشت
روی تختی زیر درخت نشستیم محیط
آروم و دنجی بود حامی سفارش كباب کوبیده
دادو گفت : کوبیده های اینجا محشره
به محیط کوچیک و ساده اش نگاه نکن
غذاهاش حرف نداره
نگاه کلی به رستوران انداختم گفتم :
محیطشم خيلى قشنگه ،خوشم اومده
مگه میشه انتخاب همسرمن بد باشه
حامی دست دست کرد گفت : سوگند
سرم و بلند کردم و گفتم : جانم ...
دستی به موهاش كشيد و گفت : چرا انقدر
خوبی ؟ وقتی می بیتی همه باهات
بد تا کردن ،اما تو با خوبی برخورد
romangram.com | @romangram_com