#درگیرت_شدم_پارت_281
بعد اومدم بیرونو به حموم که بین اتاق منو مهناز بود رفتم.
یه جورایی وقتی از حموم میای بیرون یکم جلوتر پذیراییه.
اب گرمو باز کردمو رفتم زیر دوش.
گرمیه اب باعث شد همه خستگیم در بره.
حواسم به بازوم بود که زیاد درد نکشم.
یهو دلم برای دیوونه بازیایی که توی حموم میکردم تنگ شد.
شامپورو ریختم روی سرمو موهامو چنگ زدم.وقتی قشنگ کف کرد، ریش و سیبیل برای خودم درست کردمو یکمش
هم مثل میکروفن درست کردم. البته میکروفنش شبیه یه توپ بود.
کف میکروفنیو گرفتم جلوی دهنمو صدامو انداختم توی سرم: تو چشام
نگاه کنو دستتو بزار تو دستم، غمو رو سیاه کنو دستتو بزار تو دستم.
اگه ابر بارون بشه، بارونه بی امون بشه، دلو سرپناه کنو دستتو بزار
تو دستم.
یهو یکی محکم کوبید به درو رفت.
فهمیدم صدام زیادی نکرستو باعث ایجاد الودگی صوتی شده. برای
همین خفه شدنو ترجیح دادم.
بعد از اینکه یه لایه از پوستم رفت، بالاخره رضایت دادم از حموم بیام
بیرون.
لباسامو توی حموم پوشیدمو حولرو سفت دوره موهام بستم.
romangram.com | @romangram_com