#درگیرت_شدم_پارت_272

وایسادن.
_اجازه هست بیام تو؟
با این حرفم، سره هر سه تاشون به سمتم چرخید.
_بیا دخترم.
درو بستمو رفتم کنارشون.دکتر روبه پرهام گفت: خب خداروشکر مشکلی نداری. اگه یکم دیرتر
میومدی ممکن بود با عمل هم خوب نشی.
بعد رو به پرستار ادامه داد: سرمشو چک کن.
پرستار چیزی نگفتو مشغول چک کردن سرم پرهام شد.
قبل از اینکه دکتر بره گفتم: کی مرخص میشه؟
_تا فردا باید تحت مراقبت ما باشه. بعد از اون مرخصه.
دکتر که رفت، روبه پرهام گفتم: دستو پاتو میتونی تکون بدی دیگه؟
با رنگی پریده و بیحال گفت: اره مگه ندیدی دکتر گفت مشکلی
نیست؟!
دست سردشو گرفتمو گفتم: باید خیالم راحت شه. راستی، دیدی هی
میگفتی برای همیشه ازت خداحافظی میکنم، حالا از منم سالمتری دیگه
از اون حرفا نشنوم.
خندید که صورتش از درد جمع شد._چشم خانومی امره دیگه؟
چقدر شنیدن خانومی از زبون پرهام لذت بخشه.

romangram.com | @romangram_com