#درگیرت_شدم_پارت_251

پدرام، داداشم، هرجا که هستی اینو بدون منم همیشه تورو دوست
داشتمو دارم. اینو بدون که خواهر کوچولوت همیشه به یادته.
همونجا کناره در سر خوردمو با اشک به اسمش خیره شدم.
~شش ماه بعد~
مثل همین شیش ماه غروب، دفترمو برداشتمو شروع کردم به نوشتن:
الان که دارم این و مینویسم 6ماه شده که ندارمت !
6ماه! میدونی یعنی چی؟؟؟
البته برای من قد این همه مدت گذشته تمام نبودنت وگرنه روزهایی که
نیستی ثانیه به ثانیه میشمرم.
نبودنت هیچوقت سخت نبود برام هیچوقت نداشتنت هیچوقت سخت نبود
برام هیچوقت !
ولی تجربه نکردن کلی کارایی که قرار بود با هم انجام بدیم و ندادیم
برام سخت میگذره.مرور کردن قولایی و حرفایی که بهم دادی و هر ثانیه تو مغزم داره
تداعی میشه سخت میگذره.
تحمل این همه روز و شب مسخره که یه ثانیه بدون تو مزخرف ترین
حالته برام سخت میگذره.
من دلتنگ تو نیستم، من دلم تنگه حال خوبی بود که کنارت داشتم!
میدونم همش یادت رفته ! اگه یادت بود که فکر رفتن به سرت نمیزد،

romangram.com | @romangram_com