#درگیرت_شدم_پارت_221
اینکه ساعته 3شب اومده بود پس منو سهرابو ندیده پس چرا اینجوری
میکنه؟!
_پرهام چرا اینجوری میکنی؟ دیشب چیشد؟
پرهام چشماشو مالیدو با همون تن صدای بالا گفت: چقدر زبون نفهمی.
میری یا یه جوره دیگه بهت حالی کنم؟؟؟؟؟؟؟؟
به غرورم بر خورد.
با صدایی که سعی داشتم کنترلش کنم گفتم: زبون نفهم منم یا تو؟؟
دیشب چیشد که اینجوری با من رفتار میکنی؟؟ نکنه برات تکراری
شدم؟؟؟
یهو ظرف کریستالی ای که روی میز بودو برداشتو کوبوندش به
دیوار.
با داد گفت: اره برام تکراری شدی. دیگه نمیخوامت.
حرفیهههههه؟؟؟؟؟یکه خورده نگاهش کردم.
با خنده گفتم: پرهام اصلا بلد نیستی شوخی کنی. فکر نمیکنی من با این
شوخیات ناراحت میشم؟
پوزخند زدو گفت: خودتو بالا نگیر مهنا خانوم تو برام ارزشی نداری.
صدای شکستن قلبمو قشنگ شنیدم.
من همیشه براش ارزش داشتم..... نداشتم؟!
romangram.com | @romangram_com