#درگیرت_شدم_پارت_219

بعد با عصبانیت با سرعت به اتاقم رفتم.
اول از هرچیزی رفتم توی دستشوییو چندبار لبامو شستم.
با خستگی روی تخت ولو شدم.از سهرابو امثال اون حالم بهم میخوره.
ترجیح دادم بهش فکر نکنم ولی مگه میشد؟!
همش اون صحنه که منو بوسید میاد توی ذهنمو چندشم میشه.
نمیخواستم پرهام از این موضوع چیزی بفهمه.
برای اینکه یادم بره چند دقیقه پیش رو، به حالت نمایشی انگار که دارم
با پرهام حرف میزنم گوشیمو کناره گوشم گذاشتمو با بیحالی گفتم:
سلام عشقم میخواستم اینو بدونی که نفسم به نفست بنده. تو مثل هوایی
هستی که اگه نباشی منم نیستم.
از این همه دیوونگی گوشیو به یه سمت پرت کردمو به سقف خیره
شدم.
یعنی انقدر فشار روم بود که اسکل شده بودم؟!
از سقف دل کندمو نگاهمو به ساعته روی دیوار دوختم.اونقدر به ساعتی که عدده 2رو نشون میداد نگاه کردم که به خوابه
عمیقی فرو رفتم.
صبح با بی حوصلگی از خواب بیدار شدمو خمیازه ی عمیقی کشیدم.
بعد از اینکه دستو صورتمو شستم، از اتاق بیرون رفتم.
یاده پرهام افتادم برای همین رفتم سمته اتاقشو درو باز کردم ولی با

romangram.com | @romangram_com