#درگیرت_شدم_پارت_204
پوزخند زدو گفت: خیلی نگرانشی نه؟!
پس بگو اقا حسودیش شده.
برای اینکه بفهمه فکرش اشتباهه شونه ای بالا انداختمو گفتم: نه. فقط
چون درکش میکنم اینو گفتم. راستی نازلی کجاست؟!
_اون که رفته توی اتاقش. یه سوال ازت میپرسم هرچی که قلبت
میگرو بگو.
با بیخیالی سر تکون دادم که ادامه داد: تو بین منو سهراب کدوممونو
انتخاب میکنی؟با ناباوری نگاهش کردمو گفتم: پرهام حالت خوبه تب نداری؟! اولندش
این حرف اصلا توی این موقعیت مناسب نیست بعدشم، تو نمیدونی
جواب من چیه؟!
یهو دستاشو گذاشت کنار شقیقشو صورتش جمع شد.
با نگرانی نگاهش کردمو گفتم: حالت خوبه؟!
پرهام همونطور که شقیقه هاشو ماساژ میداد اروم گفت: باز میگرنم اُد
کرده.
با همون نگرانی دستمو گذاشتم روی دستشو گفتم: من الان چیکار
کنم؟! قرص بیارم؟! اصلا بریم دکتر. پاشو بریم.
اروم خندیدو گفت: تو که الان پس میفتی. من چیزیم نیست فقط اگه
میتونی بیا سرمو ماساژ بده.
romangram.com | @romangram_com