#درگیرت_شدم_پارت_201
کثیفتو ببندددددد.
سهراب یه مشت زد توی صورت پرهام که جیغ بنفشی کشیدم.پرهام هم مشت سهرابو بی جواب نذاشتو یه مشت محکم توی شکم
سهراب زد.
توی این هاگیر واگیر نمیدونم چرا اینا داشتن دعوا میکردند!
سهراب یکی میزد دوتا میخورد.
من فقط نگران پرهام بودم که چیزیش نشه.
با جیغ گفتم: سهراب بس کن.
سهراب صورتشو برگردوند سمته من که پرهام از موقعیت استفاده
کردو زد توی دماغ سهراب.
سریع رفتم بازوی پرهامو کشیدمو با ناله گفتم: تو هم بس کن. توی این
وضعیت دعوا میکنید؟!
سهراب با درد کنار دیوار نشستو سرشو به دیوار تکیه داد.
پرهام هم با اخم خونی که توی دهنش بودو تف کرد کنار پای سهرابو
رفت.نازلی هم که معلوم نبود کجاست.
زیر چشم سهراب کبود شده بودو از دماغش خون میومد ولی فقط
گوشه ی لب پرهام زخم شده بود.
_شما از کی فهمیدید؟
با صدای بیحاله سهراب زل زدم بهش.
romangram.com | @romangram_com