#دردسر_پارت_561
نیاوش با خنده گفت:
-چـایـــے
با یه لحن مرموز و شیطونی گفت چایی.
-یه چایی بهت نشون بدم ه
حض کنی.بشین و ببین.
-جوجرو آخر پاییز میشمارن.
-میبینیم.
از وقتی که اومده بودیم فهمیده بودم نقطه ضعفش چیه.
مسعود!!!!
ها ها ها.آی بچزونمت آی بچزونمت.
romangram.com | @romangram_com