#دردسر_پارت_557

منم مطابق لبخندش یه لبخند زدم که دستاشو از هم باز کرد و شپلق پرت شدم زمین و کر کر میخندید.



-آآآخ بمیری الهی که کمر نذاشتی برا من.لیاقت لبخند نداری که هوا برت میداره.



همینطوری داشتم آخ و اوخ میکردم و اونم میخندید.



بین خنده هاش گفت:تا تو باشه منو پرت نکنی تو استخر.



اومد حرکت کنه بره سمت ویلا که همچین زیر پایی براش انداختم با کمر خورد زمین حالا نوبت من بود هر هر بهش بخندمو اون ناله کنه.



نیاوش:تو بدترین شرایطتم باید کرم خودتو بریزی نه؟



همینطوری که میخندیدم بین خنده هام گفتم:پس چی فکر کردی میشینم تا تو بهم بخندی؟؟



چپ چپ نگاهم کرد و بلند شد.


romangram.com | @romangram_com