#دردسر_پارت_556

یکم جا به جا شدم که بتونم ببینمش. نیاوشم اصلا به روی مبارکش نیاورد که روی منه.

میخواستم بگم بکش کنار که دیدم همینطوری زل زده به من..

وا این چرا اینجوری خیره شده به من؟خوشگل ندیده.

داشتم زیر نگاش ذوب میشدم که احساس کردم یکم سرشو اورد جلو.

آب دهنمو با صدای بلند قورت دادم که شنید.

خاک تو سرت که دو دقیقه نمیتونی اروم بگیری ابروم رفت.خو چیکار کنم اولین باره یکی اینطوری زل میزنه بهم.

یکم دیگه اومد جلو که چشمام خیلی فجیح گرد شد.

چشماشو بست و نیشخندی زد.

خاک بر سر ندید بدیدت کنن دختر .واستا ببینم اصلا این چه غلطی میخواست بکنه؟؟؟

با تکون دستاش که از دور کمرم برداشته شد به خودم اومدم .

موم که ریخته بود تو صورتمو با دستش داد یه طرف....



یکم جا به جا شد و دستشو گذاشت رو کمرم با حالت گیجی نگاش کردم که با یه لبخند یه ذره بلندم کرد.

تو چشمام خیره شده بود منم محو چشماش بودم.

جون باو چه چشمایی داشته و نمیدونستم.


romangram.com | @romangram_com