#دردسر_پارت_555
نیاوش:آخ بگم خدا چیکارت نکنه دختر.
یخ کردم دستتو بده بیام بالا.
-دستمو بدم که بکشیم تو آب؟؟؟آناناس.
بعد زدم زیر خنده.
همینطوری که داشتم میخندیدم یهو دیدم صورتم خیس شد.
جیغ زدم و به نیاوش نگاه کردم دیدم داره عین ببر میدوه طرف من.
عه این کی اومد بیرون.سریع فرار کردم.
تو باغ داشتم از لای درختا ویراژ میدادم که یهو پام گیر کرد به چوبی که اون وسط بود و تقی افتادم.
این نیاوشم تعادلشو از دست داد ولووووو شد رو من.
آخ آخ کمرممم.
-آخ..
همونطور که از درد داشتم میمردم وزن یه تنیِ اینم داشتم تحمل میکردم.
نیاوش سرشو اورد دم گوشم و اروم گفت:تا تو باشی از دست من فرار نکنی جوجه ماشینی.
با نفس هاش که میخورد به گردنم مور مورم شد.
romangram.com | @romangram_com