#دردسر_پارت_554
-بچه ها من میرم یه هوایی بخورم
نیاوشم سریع بلند شد و گفت منم میام
ای بابا مار از پونه بدش میاد جلو لونش سبز میشه
به سمت استخر رفتم و جلو استخر وایستادم.
نیاوش اومد بغل دستم و گفت:بدش من
بهش خیره شدم:چیو؟
-همونی که از رضا پیچوندی
|=-
-بده
-نمیخوام
نزدیکم شد دستشو به سمتم دراز کرد: بت میگم بده من اونو
دستامو به کمرم زدم و تخس تخس گفتم:نمیخوام
اومد دهن باز کنه که یه نگاه به نیاوش و یه نگاه به استخر کردم و تو یه حرکت ناگهانی هولش دادم تو اب و زدم زیر خنده ..
و با خنده گفتم:گفته بودم تلافی میکنم...
romangram.com | @romangram_com