#دردسر_پارت_551
با ذوق کاهورو گرفت و بلعید.
من نمیدونم اون غاره یا دهن.
دیدم باز یه نگاه به من میندازه یه نگاه به کاهوها.
اصلا به روی خودم نیاوردم.متنفر بودم وقتی یچی درست میکنم هی یکی بیاد ناخونک بزنه.
الهه صدام کرد اومدم برگردم جوابشو بدم که دیدم نیاوش عین این ببرا داره حمله میکنه به کاهو همچین با چاقو زدم رو دستش که اخش در اومد.
-آخ.
تا اومدم بگم نوش جونت. عقده ای همچین زد پس کلم که عین یویو رفتم جلو اومدم عقب.
همونجور که با دستم سرمو ماساژ میدادم گفتم:دستم بهت برسه زندت نمیزارم و حمله کردم بش.
با دو از خونه رفت بیرون و دور استخر شروع کرد به دوییدن.
همونجوری که داشتم دور استخر دنبالش میدوییدم گفتم:جرعت داری واستا تا نشونت بدم.
همونجوری که میدویید گفت:سعی نکن تحریکم کنی چون من همچینکاری نمیکنم.
و بعد قهقه ای سر داد.
انقدر دوییدم که از نفس افتادم دیگه نمیتونستم.
با انگشت اشاره با تهدید گفتم:اینسری در رفتی ولی منتظر تلافی باش.
و بدون هیچ حرف دیگه ای رفتم تو خونه....
romangram.com | @romangram_com