#دردسر_پارت_538
-هیسس باشه باشه فهمیدم.
-فکر میکردم فقط تو دانشگاس که عین ابن ملجم مرادیی
حرصی گفتم:نیاوشششش.
-کوفت ..
بعد چند دقیقه ساکت شد و خیلی جدی
پرسید:اتفاقی افتاده؟
سکوت کردم.
نیاوش- گفتن بعضی چیزا برای ادم ها سخته.درکت میکنم.ولی دلم میخواد همونطور که من رازمو بهت گفتم توام بگیو سبک شی.
romangram.com | @romangram_com