#دردسر_پارت_532



به چشمای‌ مامانم خیره شدم:مامان من خودم اونجا بودم،باچشمای خودم دیدم



-رویا



با چشمای گرد نگاهش کردم ..

صدام زد؟!؟دلم برای صداش تنگ شده بود ..؟!؟



-تـ .. تـو چطور زنده ای؟



نذاشتم جواب بده و خودم ادامه دادم



-پـ .. پـس اگه تو زنده ای یعنی اونم زندست ..



با صدای بلند گفتم:میخوام برم پیشش هـمـیـن الـان ..‌.‌‌.


romangram.com | @romangram_com