#دردسر_پارت_512
جا خالی داد و با خنده رفت سمت اتاقش.
-پس . فردا حاضر باش جنگلی..
دندون قروچه ای کردم و سمت اتاقم رفتم..
(رویــا)
با زور آزیتا لباسامو پوشیدم و آرایش کردم که بریم بیرون
-ببین آزی من حوصله شوخی ندارما
-عه رویا سعید پسر خیلی خوبیه.
-ببینیم و تعریف کنیم
romangram.com | @romangram_com