#دردسر_پارت_511
-جرات نداری..
سرشو از در اتاق کرد بیرون و گفت
-میای میریم. اخه خریدم میخوایم بکنیم. لباسات دیگه داره دهاتی میشه ...
اخمی کردم و خیره شدم به لباسام ..
-چشونه؟؟؟
اومد بیرونو روبروم وایساد و گفت
-خز . پاره. پوره. رنگ و رو رفته. کثیف. چرک.
کش اومدم و کوسن روی مبلو پرت کردم سمتش و گفتم
-با لباسم درست حرف بزن ..
romangram.com | @romangram_com