#دردسر_پارت_466
و اگر من خودمو تسلیم میکردم ..
تا ابد میمردم ...
دستم به قدرت توسط عرفان کشیده شد و از اتاق خارج شدیم ..
لحظه ای بعد . کلا از بیمارستان خارج شدیم.
به محوطه پشت بیمارستان بردتم .
جایی خلوت ..
شونمو به قدرت کوبوند تو دیوار و با حرص خیره شد به چشمام ..
فاصله صورتمون و کم کرد و با تموم عصبانیتش زمزمه کرد
-یه ثانیه. حتی یه ثانیه به مغزت بزنه که دهقان فداکار بازی در بیاری و خودتو تسلیم کنی به اون حرومزاده ..جفتتون و میکشم...
فشار دستشو از روم برداشت و ولم کرد و با همون قدم های پر از حرصش.
اونجارو ترک کرد ..
romangram.com | @romangram_com