#دردسر_پارت_393
سهراب کمکم کرد نیم خیز بشم .
ابو گرفتم و تشکر زیر لبی کردم ..
با سکوت از در خارج شد. ابو خوردم انگار انرژیم برگشت.
لیوانو دادم دست سهراب و گفتم
-چه خبره؟؟ یادمه فقط سرما خورده بودم .HIV مثبت نگرفته بودم .. اینجا چیکار میکنم؟
بدون من من یا قافیه چینی خیلی سریع و واضح گفت
-تشنج کردی ...
صدام رفت تو هوا و گفتم
-چی چی کردم؟؟؟؟؟
خیره شد بهم و گفت
-بخاطر تب بالات به مرحله تشنج رسیدی.. نگران نباش حالت خوبه.
در باز شد و پرستار همراهه دکتر داخل شد .
اومدن سمتم ..
romangram.com | @romangram_com