#دردسر_پارت_351

برگشت سمتم و گفت

-بریم؟

دروغ نگم .واقعا کپ کرده بودم..

فقط سهرابو نگاه کردم..

وای این بشر چه موجودیه ..

اب دهنمو قورت دادم و با زور گفتم

-بریم ...



ρѦℜЇα:

رویا=گذشتــــــــــہ ...





عصبی آب پرتقالمو سر کشیدم



-اه ازیتا ی چیز ‌سرد تر بیار دیگه..این چیه انگار یخ در جهنمه ..


romangram.com | @romangram_com