#دردسر_پارت_350
با لگد کوبید تو شکم پسره ..
حرفمو پس گرفتم و مات صحنه شدم
سهراب اروم و با همون لبخندش رفت بالا سر اون پسر..
پاشو گذاشت روی بازوش و فشرد ..
جوری فشرد که صدای نعرش بلند شد.
سهراب-خب چطور بود،؟دختره خوشمزه بود؟
پسره فقط داد میزد .قیافه سهراب یهو جدی شد .. اخماش منو یاد روزای اول مینداخت که اومده بود شرکت ..
صداشو بالا برد و گفت
-شکوندن این دست برای من مثل شکوندن رون مرغه بچه .. درسته مستید و از حالت عادی خارجید .اما بی غیرتی توی خونتون بود ...
پاشو برداشت از روی بازوش . پسره پیچید به خودش..
سهراب دوباره خندون شد و رفت سمت پسر ..
چکمه هاشو بالا برد و با لباس گرون پسر کفشونو پاک کرد ..
-خب این لایقت بود تا بفهمی دست رو چیزی که صاحب داره.یا حتی نداشته باشه نذاری ..
برگشت سمت دوستاش که از ترس فقط به صحنه نگاه میکردند و گفت
-بیاید این اشغالو جمع کنید ..تو راهمه
romangram.com | @romangram_com