#درنده_ولارینال_پارت_312
- چه پیشنهادی قربان ؟
آدریان رو به رزالین کرد . رزالین پاسخ داد :
- اینکه شیلا به عنوان بانوی دوم قصر معرفی بشه .
آگوستا گفت :
- یعنی به عنوان همسر شما سرورم ؟
آدریان شانه ای بالا انداخت و پاسخ داد :
- نه دقیقا ... اما چه فرقی می کنه ... من قراره این پیشنهاد رو رد کنم .
گیلن گفت :
- اگه کاستار با این شرط به آیدن پشت کرده ، رد کردن پیشنهادش ممکنه برای ما گرون تموم بشه . فراموش نکنین ما به سالاریال نیاز داریم .
آدریان لبخند محو و بی روحی زد و گفت :
- بله .. شرطش برای همکاری با من این بوده اما نگران نباش .. اون خیلی طماعه ... پیشنهادی در عوضش بهش می دم که چشماش رو کور کنه . بانوی دوم شدن شیلا عملا غیر ممکنه . ولیعهد هنوز زنده اس و کاستار تصور می کرد ، آیدن کشته میشه .
سیاهپوش گفت :
- سرورم ... نمیشه دقیقا این رو درباره کاستار گفت . شما که سالاریالی ها رو میشناسین . تعهد و وفاداری آخرین چیزیه که بهش فکر می کنن .. در این مورد هم قوانین و رسوم سخت گیرانه ای ندارن .
آدریان اخم کرد :
- کاستار قرار نیست قوانینش رو به من تحمیل کنه . من قوانین خودم رو دارم و توی قانون من هیچ اخلاقی به صورت رسمی زیر پا گذاشته نمیشه .
آلنا بالاخره به حرف آمد و با لحن تندی گفت :
romangram.com | @romangram_com