#درنده_ولارینال_پارت_217


- چي ؟

- يه هيولا .

- شيلا .. چه بخواي چه نخواي من يه هيولام ... من يه مالتسم شيلا .

شلا داد زد :

- اما لزومي نداره مثل يه هيولا رفتار کني .

آدريان مقابل شيلا ايستاد و گفت :

- من يه هيولام شيلا ... و عوض نميشم ... هيچ وقت عوض نشدم ... اما در قبال رزالين نمي خوام يه هيولا باشم .

شيلا به چشمان سرخ آدريان خيره شد :

- هيچ وقت احساس نکردم به رزالين علاقه اي داشته باشين .

آدريان سر گرداند و گفت :

- همين چند دقيقه پيش اشاره کردم که احساساتت درست عمل نمي کنن ... من خودم رزالين رو به عنوان ملکه انتخاب کردم ... به خاطر چشماي آبيش .. به خاطر موهاي سياهش ... به خاطر اسم آشناش .

- نمي فهمم .

آدريان سر تکان داد :

- باور کن شيلا ... من خودمم نمي فهمم .

شيلا با چشماني حيران به آدريان نگاه کرد و پرسيد :


romangram.com | @romangram_com