#درنده_ولارینال_پارت_183


- چطوری می تونی خودت رو ببخشی ؟

بریان اخم کرد :

- من مقصرم ؟ هیچ کدوم از این اتفاقا نمی افتاد اگه تو هوس حکومت رو از سرت بیرون می کردی .

آدریان فریاد زد :

- هوس حکومت ؟ بریان .. هیچ کدوم از این اتفاقا نمی افتاد اگه تو دخترم رو ازم نمی دزدیدی .

بریان با تحیر و خشم پاسخ داد :

- اگه به تو می سپردمش که باید خیلی وقت پیش مرده می دیدمش ... نکنه یادت رفته ؟

آدریان به چشمان خیس و یاسی رنگ بریان زل زد . پاسخی نداشت . نگاه مستاصلش کاملا حاکی از عجز در اقناع خود بود . کاملا واضح به نظر می رسید که تمام وجودش به دنبال شخصی برای ملامت می گردد . آدریان می خواست از عذاب وجدانی که از درون او را می شکست رها شود . بریان حق داشت . کریشنا مرده بود تنها به خاطر اینکه ادریان نتوانست از قدرت صرف نظر کند و آزاردهنده تر از این ، آن بخش از وجود آدریان بود که احساس پیروزی می کرد . بخشی از ذهنش مرگ کریشنا را گرچه تاثر برانگیز می دید اما مدام این فکر را در متبادر می کرد که او قربانی ای بود که باید برای هدفی بزرگ تر فدا می شد . هیولایی که آدریان را بر آن می داشت تا بپذیرد ، مرگ دخترش ارزش این حکومت را دارد . آدریان ابرویی بالا انداخت و گفت :

- هیچ کدوم از این حرفا تو رو تبرئه نمی کنه بریان .

بریان لبخند تلخی زد :

- پس این راهیه که تو خودت رو باهاش تبرئه می کنی ؟ تخطئه من ؟

آدریان فریاد کشید :

- تو مقصری ... حتی اگه انکارش کنی ... تو مقصری برای مرگ کریشنا .. برای مرگ یا تبدیل آیدن ...

بریان دندان قروچه رفت :

- تبدیل یا مرگ تاوانیه اون پسر باید بابت کشتن کریشنا بده . شاید بهتر باشه اونو محاکمه کنی .


romangram.com | @romangram_com