#درنده_ولارینال_پارت_178

آگوستا پشت پلکی نازک کرد :

- اما ظاهرا حرامزاده ها رو به اون خوبی نمیشناسی .

آیدن اخم کرد :

- درباره بریان هیچی نمی دونی .

- و تو فکر می کنی می دونی ؟ کی می دونه هر آینه چی داره اون رو کنترل می کنه ... اون هر چی که باشه یه فرزند نامشروعه ... یه الف حرامزاده ... می دونی این یعنی چی ؟ می دونی چی اونو اغوا می کنه ؟

- گناه اغواگر بریان ؟

آگوستا لبخندی تمسخر امیز زد :

- تو حتی اینو هم نمی دونی ؟

- چیو ؟

آگوستا نفس عمیقی کشید :

- اون یه الف حرامزاده اس آیدن ... الف ها پاکن و این خون پاک اگه نامشروع بشه ... خیلی بدتر از اونی میشه که فکرش رو بکنی .

- چه گناهی اونو اغوا می کنه ؟

- کدومش رو بگم ؟ درباره بریان گناه اغواگر معنا نداره ... بهتره بگی گناهان اغواگر .

آیدن اخم کرد و با تحیر به آگوستا خیره شد و گفت :

- حرفت رو باور نمی کنم ... واضحه که داری دروغ میگی تا من رو بهش بی اعتماد کنی .

ذهنش اما تمام حرف های خود بریان و دیگران را با جملات آگوستا تطبیق می داد و با تمام وجود می پذیرفت که درباره بریان قوانین عادی گناهان حاکم نباشد . آگوستا پاسخ داد :

romangram.com | @romangram_com