#درنده_ولارینال_پارت_177
آیدن ابرویی تاب داد :
- خیانت یعنی پشت کردن به یه دوست ... تا زمانی که کسی بهترین دوستت نباشه که خیانت معنایی نداره !
آگوستا سکوت کرد اما آیدن به این سکوت اجازه طولانی شدن نداد :
- دیدی چند نفر کشته شدن ؟ هم از سپاه ما و هم شما .
آگوستا شانه بالا انداخت :
- جنگ عواقب خاص خودش رو داره .
- اونایی که مردن ... مثل همه موجودات دوست داشتن زنده بمونن ... مثل همه اونا آرزوهایی توی سرشون می پروروندن . نتیجه نزاع چیه وقتی یک نفر برای همیشه تموم میشه ؟
- داری اینا رو به من میگی ؟ این تو بودی که جنگ رو شروع کردی .
- شاید بهتر بود افرادت رو بی جهت به کشتن ندی .
آگوستا چشمانش را تنگ کرد :
- بی جهت ؟ اشتباه نکن آیدن . افراد من با لشگر تو فرق می کنن ... اونا برای آرزو های خودشون نمی جنگن .. اونا برای هدف بالاتر و شامل تری می جنگن و حاضرن بمیرن . افراد من با مرگ تموم نمی شن ... اونا این مرگ رو از هزار تا زندگی بی هدف مرجح تر می دونن .
آیدن سری به نشانه تاسف تکان داد :
- این حرفا حقیقت رو عوض نمی کنه آگوستا . اونا مردن ... این آرمانها اونا رو به زندگی بر نمی گردونه .
- تو هیچی از مرگ نمی دونی .
- مسخره اس حرفت آگوستا ... من یه بار مردم ... الان یه نیمه مرده ام ... بیشتر از تو درباره مرگ می دونم و خیلی بهتر از تو هیولا ها رو میشناسم .
romangram.com | @romangram_com