#در_تعقیب_شیطان_پارت_264
پاتریک توی ذهنمون باهامون حرف می زد و استراتژی خاص خودش رو می گفت.
اما حرکاتش کمی فرق می کرد. هر دفعه به یک قسمت زمین حرکت می کرد و لوسیفر هم برای دفع قدرتش به همون سمت حرکت می کرد. خدایش خیلی قدرتمند بود داشت هم زمان با 8 نفر که در سطح ده ستاره بودند مبارزه می کرد زمین به کل تغییر کرده بود تمام شن ها به اطراف پراکنده می شدند طوفان شن درست می شد ناگهان به فکر افتادم که با کنترل عناصر باد و زمین طوفان شن به وجود بیارم با این کار دید لوسیفر محدود می شد.
با انجام این کار گردباد شن به وجود اومد اما نمی دونستم چرا هیچ تاثیری روی لوسیفر نداره تنها مزاحم نیروهای خودی می شد. این بود که سریع طوفان رو خنثی کردم ناگهان از تعجب خشکم زد لوسیفر یک چشم روی پیشونیش داشت احتمالا با اون چشم می تونست در برابر طوفان مقاومت کنه و نسبت به اطرافش دید کامل داشته باشه سریع اسکنر ابزارشناسی جادویی رو فال کردم رتبه جادویی تاریک بود و در هر بار اجرای جادو 20 میلیون ژول انرژی آزاد می کرد خیلی وحشت ناک بود. با همون ابزار پاتریک رو بررسی کردم اما این بار تعجبم بیشتر شد قدرت پاتریک بی نهایت بود به جای عدد علامت بی نهایت قرار داده شده بود اما نمی دونم چرا نمی تونست نابودش کنه حتما تجربه ی کافی نداره.
پاتریک: پریسا یه مانع حفاظتی درست کن بدون اینکه وقت تلف کنم جادوی حفاظتی سه گوش مثلثی رو به وجود آورد با این کار مثلثی مانند هرم در مقابلم به وجود اومد و پاتریک به طرف من دوید لوسیفر هم به دنبالش اونم همین که پاتریک به پشت سپر رسید وردی رو خوند که رو به روم پر شد از آتش قرمزرنگ. لوسیفر فریاد کشی معلوم شد که از حمله ی پاتریک آسیب دیده آتش به حدی شدید بود که با برخورد به سپر دفاعی چند متری منو به عقب هل داد.
با فرو نشستن آتش همه ی ما سپر رو آزاد کردیم لوسیفر در مرکز یک ستاره ی بزرگ قرار گرفته بود و خشکش زده بود تنها سرش رو می تونست حرکت بده.
لوسیفر: شما چطور ... چطور تونستین چنین جادویی انجام بدین؟ حتی ملفیسنت هم نمی تونست چنین کاری بکنه؟- این نفرین مهر شیطانه لوسیفر به یاد آوردی؟ شیطان واقعی چند هزار سال پیش توسط مرلین به همین شکل به دام افتاد .
- تو چطور چنین جادویی رو بلدی؟
- من وارث مرلین شدم. من حالا اون جادوگر بچه ی 7 سال پیش نیستم لوسیفر. متوجه شدی؟ من با نیروی خودت تو رو به دام انداختم. این مهر به حدی قویه که حتی خود شیطان هم نمی تونه بشکنتش. من نابودت میکنم و با این کار دنیا رو از شر تو نجات میم.
لوسیفر شروع کرد به خندیدن. شاید منو شکست داده باشی اما هنوز شش ارباب تاریکی دیگه هم هستند. از پس اونا بر نمیای پاتریک.
- من پاتریک نیستم اسم من سیاوشه. عوضی. حالا بمیر و دنیا رو از شر خودت رها کن. با این حرف ورد رو کامل کرد و لوسیفر در مرکز ستاره تکه تکه و سپس خاکستر شد.اوضاع آروم شده بود.
با مرگ لوسیفر چهار جادوگر به همراه بابا پیشمون ظاهر شدند. سیاره ی بزرگی که به زمین نزدیک شده بود در آسمان تاریک میان ابرهای جهنمی ناپدید شد.
romangram.com | @romangram_com