#در_تعقیب_شیطان_پارت_247

پاتریک: من تو رو به نفرینی صد برابر شدید تر از نفرین سرینا محکوم می کنم از این به بعد تو باید روزی هزاران بار در آتش جهنم بسوزی و خاکستر بشی و دوباره از نو به شکل کنونیت در بیای از امروز به بعد به صلیبی کشیده خواهی شد تا معنی درد و عذاب رو واقعا درک کنی.

- نه .... نه .... تو قول دادی تو قول دادی که منو نجات بدی.

- من هرگز به یک شیطان مجسم قولی ندادم من تو رو به جهنم تبعید می کنم. این دنیا خیلی برای تو خوبه. باید معنی واقعی درد رو بفهمی.

پاتریک با خوندن وردی نوعی انرژی از دستاش به اتاق وارد کرد که بعد از جیغ های پیاپی اون روح خبیث صدای ناله اش هر لحظه دور و دور تر می شد تا اینکه دیگه صدایی از اتاق نیومد.

- هه کارشو ساختم. باورم نمیشه چنین جنایاتی رو روی اون دختر بیچاره انجام دادند.

حالا که اینجوره این دختر رو پیدا می کنم و نجاتش میم.

هوا تاریک شده بود. با پاتریک به اتاق خواب رفتیمم که بخوابیم. همین که توی تخت دراز کشیدم ناگهان احساس کردم که کسی داره به من نگاه می کنه.

سریع توی تختم نشستم اما کسی توی اتاق نبود پاتریک که ازحرکت ناگهانی من شوکه شده بود سریع تو تخت نشست و گفت: چی شده پریسا؟

- نمی دونم حس کردم کسی داره به ما نگاه می کنه.

موهای بدنم راست شده بود نوعی انرژی مرموز رو احساس می کردم.

- پریسا انرژی خاصی رو حس می کنی مگه نه؟

- آره .

romangram.com | @romangram_com