#در_تعقیب_شیطان_پارت_246


- لعنت به تو اون دخترعفریته نبود تو شیطان بودی هستی و خواهی بود. بگو هر چی میدونی رو برام توضیح بده و گرنه...

- باشه... باشه... همه چی رو میگم.

بعد از زندانی کردن سرینا در یک شب برفی که حدود دو متر برف باریده بود مردی در خونه رو زد. مرد چشمی به رنگ سبز فسفری داشت و یک شنل بلند و تیره شبیه به دود و بخار به تن داشت با دیدن قیافه ی ترسناکش خونم در حال انجماد بود. مرد از سرینا خبر داشت و گفت که در قبال اون دختر پول خوبی به من میده. من هم ازخدا خواسته دختر رو بهش فروختم و پول هنگفتی به دست آوردم هزارشمش طلا در قبالش بهم داده بود.

من دختر رو از اون دخمه که زیر برف دفن شده بود بیرون کشیدم و مرد در حالی که دستای دختر رو بسته بود اونو بدون لباس مناسب دنبال خودش می کشید. صبح اون روز که از خواب بیدار شدم با صحنه ی وحشتناکی مواجه شدم. تمام دیوار های خونه با خون رنگ آمیزی شده بود و روی دیوار با مایعی سیاه و غلیظ نوشته شدده بود نفرین بر تو.

چند ثانیه بعد دیدن اون متن روی دیوار احساس سرگیجه در سرم کردم و از بینیم نوعی مایع سیاه خارج می شد انگار که خون دماغ شده باشم اما خون نبود. منم به نفرین سرینا دچار شده بودم و مثل زنم تموم اعضای داخلی بدنم ذوب شده بود. اون روز من مُردم و بعدش به این شکل در اومدم. من همچنان دارم از نفرین سرینا عذاب می کشم من هرگز به آرامش نمیرسم.

- حقت بود تمام این عذاب هایی که کشیدی حقت بود. هرچی عذاب بکشی کمه . حالا سرینا کجاست آشغال؟

- نمیدونم.

- به نفعته حقیقت رو بهم بگی.

- نمی دونم از اون شب که رفت دیگه ندیدمش.

- لعنتی اگه چیزی میدونی به من بگو وگرنه برای همیشه می سوزونمت.

- باشه...باشه لعنتی... از اون شب که سرینا به جنگل رفت هیچ نشونه ای ازش پیدا نکردم اون دخترتوی جنگل توی این قبرستون بزرگ ناپدید شده بود اما از اون شب تا حالا هر شب صدای ناله ی دختری در جنگل می پیچه. و از کسی کمک می خواد. همه جای این دنیا که بری صدای ناله و عذابش رو می شنوی انگار که اون جادو گر هنوزم که هنوزه داره عذابش میده... باید بگم که از شنیدن صدای ناله هاش هنوزم که هنوزه لذت می برم. ها ها ها ها ها


romangram.com | @romangram_com