#در_تعقیب_شیطان_پارت_245
- اینجا چیکار می کنم؟ چطور جرات می کنی اینو بگی اینجا خونه ی منه لعنتی.
- خفه شو .
پاتریک با تکون دادن دستش وردی خوند و بلافاصله جیغ روح خبیث بلند شد.
- اگه درست جواب ندی تو رو با آتش جهنم مجازات می کنم.
- باشه هر چی تو بگی به همه ی سوالات جواب میدم.
- سرینا کیه؟ برای چی پدر و مادرش رو کشتی؟
- خانواده ی سرینا جادو گر بودند من ازهمه شما جادو گرا متنفرم . اونا خانواده ای اصیل زاده بودند که قدرت خیلی زیادی در جذب انرژی داشتند . ازشون متنفر بودم همیشه به چشم خدمتکار به من نگاه می کردند تا اینکه یه شب توی خواب با چاقو قلبشون رو از سینه در آوردم. تک تک اعضای بدنشون رو با دستای خودم کشیدم بیرون درست در برابر دخترشون سرینا. مادرش رو بعد از کلی عشق و حال توی آتش سوزوندم و خود دختره رو توی زیر زمین این خونه مخفی کردم و هر شب با زنم می رفتم سراغش . و حسابی باهاش خوش میگذروندیم.
فک پاتریک به شدت منقبض شده بود دستش رو مشت کرده بود نمی تونست خشم خودش رو کنترل کنه.
اما خوشی من و زنم با بدن نرم و لطیفش زیاد طول نکشید .اون دختره ملعون نفرین شده بود. با یه جادوی وحشتناک زنم رو کشت به فجیع ترین شکل ممکن. تموم اعضای داخلی بدن زنم ذوب شده بود و به یک مایع سیاه رنگ تبدیل شده بود و اون مایع از منافذ بدنش به بیرون میریخت.
از اون روز اون عفریته رو توی اتاق زیر زمین زندانی کردم و درش رو گل گرفتم تا برای همیشه همونجا بمونه و بپوسه.
- - لعنت به تو . لعنت خدا بر تو ای روح خبیث. مرد نیستم اگه تو رو به نفرین ابدی آتش دوزخ گرفتار نکنم.
روح خبیث که وحشت کرده بود با کلی زاری التماس می کرد که پاتریک مجازاتش نکنه.
romangram.com | @romangram_com