#در_تعقیب_شیطان_پارت_238
- کی می خواد تو رو بکشه بگو تا بتونم نجاتت بدم.
- خواهش می کنم پریسااا... خوب توی خونه جست و جو کن خواهش می کنم.
ناگهان از خواب پریدم. پاتریک با حرکت ناگهانی من از خواب پرید و توی تخت کنارم نشست.
- پریسا چیزی شده؟
- نه عزیزم یه خواب عجیب دیدم. من نمی خوام بمیرم.
پاتریک: چی؟ تو الان چی گفتی؟
- گفتم من نمی خوام بمیرم جمله ای بود که دختر توی خوابم بهم گفت.
- پریسا مطمئنی ؟
- آره. این کلمه مگه برات آشناست؟
آروم چشماش رو مالید و گفت: خب این همون کلمه ایه که روی اون تکه کاغذ نوشته بود.
با کف دستم زدم به پیشونیم و گفتم آخ که چقد من حواس پرتم. لعنتی آره درسته خودشه. یعنی اون دختر اون متن رو نوشته؟
romangram.com | @romangram_com