#در_تعقیب_شیطان_پارت_236
- نه اما گمونم از اون آشغالا بوده .
- این چه معنی داره پاتریک یه روح که نیازی نداره چرا می خواسته هوس رانی کنه؟
- هوس رانی نه عزیزم اون با این کار می خواست بدنت رو تسخیر کنه اگه یه لحظه دیر تر می رسیدم کارت تموم بود اونوقت دیگه نداشتمت.
از حرفاش یخ کردم. یعنی می خواست منو تسخیر کنه؟ آخه چرا؟
- احتمال میم که یه چیزی توی این خونه باشه. بلند شو پری. باید تموم خونه رو به جز اتاق طبقه ی بالا مو به مو وجب به وجب بگردیم.- دقیقا باید دنبال چی بگردیم؟
- نمی دونم هر چیزی که مشکوک باشه از وقتی ایجا رو تصرف کردم یه بار هم این خونه رو نگشتم. باید همه جا رو بگردیم زیر تخت دست شویی حتی باید تک تک تک تخته های کف اتاق رو آزمایش کنیم تا زیرشون خالی نباشه.
از جام بلند شدم لباس بلند جادوگریم رو با یه لباس تو خونه ای تقریبا کوتاه عوض کردم نمی خواستم تو دست و پام بیوفته. اول همون هال رو گشتم زیر مبل ها بعضی اجسام که خیلی سنگین بود رو با جادو حرکت می دادیم حموم ، دست شویی، همه جا رو وجب به وجب گشتیم اما هیچ چیز پیدا نکردیم تنها یه اتاق باقی مونده بود. به همراه پاتریک در اتاق رو باز کردم و از تعجب و وحشت مو به تنم سیخ ش. روی دیوار با خون نوشته شده بود "مرگ..."
هیچ چیز دیگه ای توی اتاق نبود دیوار های اتاق با اینکه گچ کاری شده بود اما سیاه شده بود انگار که آب ریخته بود روی گچ ها و در اثر رطوبت تموم گچ ها کپک زده بود. یه کمد توی دیوار بود پاتریک آروم کمد دیواری رو باز کرد و یه صندوقچه ی کوچک از توش بیرون آورد.
با جادو در صندوقچه رو باز کرد توش فقط چند تکه کاغذ پاره بود. با خوندن وردی کاغذ ها رو به هم چسبوندم روی کاغذ متنی نوشته شده بود." من نمی خوام بمیرم"
نمی دونستم معنی این عبارت چیه؟ چرا باید یه همچین کاغذی توی یه صندوقچه قرار می گرفت؟
ازاتاق خارج شدیم ساعت به وقت بعد مادی سه شب بود.
romangram.com | @romangram_com