#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_85


- چرت و پرت ، میگفت بی معرفت شدید ( یه سانسور مکالمه ای ) سر نمی زنید

- نه این که دل خوش داریم ، با این رفتاراش حسن رو هم دیوونه کرده ، این پسر آخرش مرد کار و زندگی نمیشه

بهرام - اشتباه از عمو هم هست زیادی دیگران رو چماق تو سرش میکنه من بارها دیدم با چه غضبی به آرشام نگاه میکنه

آرشام بی قید شونه می ندازه بالا ، هدفون رو تو گوشش جا میده عادت داره بحثی که باب طبعش نباشه بزنه به نشنیدن

بابا - اره داداش به خودمم گفت . میگفت بهش گفتم از بچه های عموت یاد بگیر خصوصا کوچیکه

کوچیکه ما هم که میشه آرشام خان ، حداقل میشه اینجا رو به عمو حق داد . میشه گفت آرشام یه مرد موفق و ایده آله . اون مایحتاج یه زندگی اولیه رو خوب برای خودش محیا کرده ، تو کارش پیشرفت چشمگیری داره و در آخر یا اول قیافه و ظاهر شکیلی هم داره که به تمام حُسن هاش کمک شایانی میکنه .

یه تکون محکم میخورم ، بین داداشام جای بیشتری برای خودم باز میکنم هیچ کدومشون یه طرفه پنجره رو بهم ندادن خوب بهانه های هم داشتن

آرشام - من که نمیخوام رانندگی کنم مجبور میشه بالا و پایین شم

بهرام- من میخوام کمک بابا باشم نمیتونم وسط بشینم


romangram.com | @romangram_com