#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_71


- ای قربون داداش خوش تیپم برم عاشقتم نشون دادی خیلی خوش سلیقه ای .

- بیا برو اونور به من نچسب

اشکالی نداره این پس زدن ها ، اخلاقش اینه از دوست داشتنمون کم نمیشه .

میدونم خیلی وقت نیست که از عید گذشته و کسی حال و حوصله عید و بازدید حتی به صورت خوانداری رو نداره پس بزارین یه پرش داشته باشم بریم جلوتر ، درست زمانی که ....

میخواستیم برای دیدن خاله ساجده بریم بالا . بیخیال اعصاب خوردیا، خاک بر سر پوریا با اون دهن بو گندوش نخ میداد در حد طناب اونم به دختر عموش . بگذرم از نگاه تیز بابا که نشون میداد از هم صحبتی پوریا با من راضی نیست ، اون پسر عمویی که کل فامیل پرونده خرابکاریاش رو ورق میزدن . خونه عمویی که بابا هر سال روز اول عید کنار عکس پدر و مادرش نم اشک تو چشماش می دیدم . برادر بزرگتری که غبطه میخورد به حال پسرای موفق برادر کوچیکش هرچند منم پسرای عمو رو داشتم رو به قبله میشدم ای خاک بر سر من با این اقبال چکش خوردم . همه و همه به درک آپارتمان خودمون رو عشقه. مامان زنگ واحدشون رو زده . شور دارم یه نگاه سریع تو شیشه های مات شده ال نودمون می ندازم . باطنم که حرف نداره ظاهرمم که خوبه جای تعریف داره یه مانتوی سرخابی خوش رنگ یه شال مشکی با طرح های قرمز و سرخابی با یه کفش پنج سانتی کنار داداش بهرام و آرشام دو بادیگاردم . آرشام خان داره لبه های کتش رو بهم می رسونه یه لبخند کم پیدا رو لبش راه گم کرده یه حدسهایی میشه زد ولی آقا زاده نم پس نمیده ، تا اسم کیانا رو میارم جبهه می گیره بیشتر مجبورم میکنه کیانا رو بکشم پایین چه جالب که میگه" زشته جلوی آقا کیان هر ساعت بالا باشی خب بگو اون بیاد پایین " خب عاقل درس خونده مملکت درد منم بودن همین کیان خانه و گرنه تو خونه ماکه دو تا آقا زاده هست یه کلام نمیگه دردم یه چیزه دیگه ست . طبق عادت همیشگیم خودم رو میکشم تا به شونه اش ضربه بزنم ماشالا با قد بلندی که این داره به هدف نمیخوره .

- خوش تیپی ، بریم ؟ خواستگاری که نمیریم

یا خود خدا رحم به زنش کن یه اخمی میکنه که هفت جدت به شکر خوردن دعوت میشن

- بیا برو بالا جوجه

- بله درست میگی در برابر سن توی پیر مرد من جوجه حساب میشم برو پدر جان اول بزرگترا


romangram.com | @romangram_com