#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_533
متداول تکراری انرژی بزارم پس خیلی زود سمت میز شام چیده شده میرم و هیچ ادبی رو برای اول نشستن بزرگ ترها رعایت نمی کنم
هر کسی دیگه ای منو با این شتاب برای رسیدن به میز می دید شک نمی کرد به قحطی زده بودنم
همگی جمع ایم اونم دور میز وقت شام . مامان قورمه سبزی پخته غذای مورد علاقه کیان ، عطر داره اما چرا مزه نداره ؟
همگی مشغولن من چرا با دیدن لعاب خوشرنگ سبز روی خوروش راه گلوم بند میاد ؟ ربطی داره به اون شش هفته گذشته ؟
دست بابا برای برداشتن سیر ترشی از جلوی چشمم رد میشه یه توقف کوتاه و بعد صداش که شاید بازی بازی من با غذام براش
جلب توجه شده تا بپرسه
- آرام بابا چرا نمیخوری ؟ چیزی شده یه مدته تو حال خودت نیستی ، چته بابا جون ؟
بالاخره صداش در اومد ، خب من اگه الان بگم چمه که یه پشت دستی مهمون دهنم می کنی ،چی بگم که قانع شی ؟
نگاه مامان تیز و برنده اس اما زیادی ساکته و من این توهم رو دارم که نکنه یه حدس هایی زده . باید بودید و چشم های در حال گردش فضول
romangram.com | @romangram_com