#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_520

یه خواب آروم میشه هدیه این دیدار کوتاه و من دارم درونم کودتا می کنم چراااااا ؟

اگه بشه اسمش رو بزاری بهتر شدن دارم بهتر میشم در اون حدی که گاهی قدم بزنم بهرامن رو تا پارک داخل محوطه ببرم

برای اولین بار مامان منو به هوای خریدای خونه بیرون بفرسته منم قبول دار بشم ، آرشام به یمن موفق شدنش تو مدلینگ

به شیرینی مهمونم کنه اینا میشن محرک هایی که بندِ منن

آبان ماه امسال چه سرمای قابل لمسی داره دلارام امسال چه مستعد سرماخوردگی شده که اگه اصرار پیش از حد بهرامن برای بردنش به پارک نبود

حاضر نبودم دستمال به دست تا دم در خونه برم متوجه شده باشید من به این خانواده نه نمیتونم بگم

تمام تن پوش من اون مانتو تابستونی شکلاتی رنگه که به اصرار کیانا به اومدنش به تنم خریدمش و بلعکس من بهرامن به

دست مامانش خیلی خوب پوشیده شده . حاضره و این جنب و جوشش در مقابل منه بی حوصله خیلی تو چشم میاد

- بریم عمه جون ؟

سر تکون میدم و دقیقا تا کنار اون سرسره پیچ پیچی یه نفس حرف می زنه برام از مدرسه جدیدش میگه .... از دوستهای زیادی که به

romangram.com | @romangram_com