#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_414
نوازشش کنم تا شاید هق هقش آروم شه بلکه سکسکه بین حرفاش بیفته ولی داداش سنگدل شده من همین رو گفت و ساکت شد
این زن یک ماه و خورده ای با لجبازی داداشم جنگید و خسته نشد ولی مجبور به کناره گیری شد . بهرام تیر خلاص رو به این
همه التماس و خواهش زد
- هرجای دنیا میخوای بری بمونی بمون اون دست خودته ولی از این به بعد بهرامن با من زندگی می کنه اجازه خروجش رو از
کشور نمیدم فکر اینو روزی که راه افتادی سمت اینجا می کردی
- حدس این حرف از تو اصلا بعید نبود بهرام خان
چه اشکی ریخت بهرامن چه التماسی به پدرش کرد به ایرانی به انگلیسی به هر زبونی که بلد بود
- ددی بیا با مامی و راجر بریم من تو و تو رو میخام
romangram.com | @romangram_com