#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_415
میتونستم بفهمم مادر و پدرش رو باهم میخواد ولی چرا بهرام زنش رو هرچند یه روزه نمیخواست ؟ نه اشک های من برای این پسر کوچولو
نه گریه های صدا داره بهرامن و نه التماس های نجلا راه به جا نبرد که نبرد . میشه گفت طلسم شده ؟ جادو شده ؟ دعا خونش کردن ؟
اون خیانت و کلاه برداری اون حقیقت های تلخ عمیق زخم زده بود هیچی مرحم نشد حتی وجود پسرش . نجلا اون زنه قوی حالا با
سری افکنده شونه ای خمیده چشمای اشکبار چشم تو چشم پسرش با راجر عصبانی راهی فرودگاه شد یه باره دیگه داره به زور از
کشور خارج میشه و هیشکی هیچ کاری نمیکنه ، خواسته آخرش تو سرم چرخ می خوره
- مراقب پسرم باش خواهش میکنم ، مراقب باش منو پیشش خراب نکنه من همسر خوبی نبودم درست ولی برای بهترین مادر بودن
همه تلاشم رو کردم . دلارام تو رو خدا بهرام رو دوست داری پسرش رو هم دوست داشته باش نشونش بده تعریف هایی رو که ازت کردم
جون کند تا این جملات رو سر هم کرد گفت و حالا پنج دقیقه بعد از رفتنش بهرامن هم پای رفتن به داخل رو نداره
- تو دیگه چته ؟ مث این دختر بچه های لوس یه بند داری اشک می ریزی
romangram.com | @romangram_com