#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_412

هوا گرمه ولی نه به شدت تیر و مرداد ماه ، بی حوصله م به شدت هرچه تموم تر . ششمین هفتمین هشتمین تلنگر هم هیچ فایده ای نداشت

و نداره . کیان سیدی اون مرد خوش پوش و خوش بو سردترین و بی تفاوت ترین آدمیه که تو زندگیم باهاش برخورد داشتم

اون دیدن های بدون مقدمه اون ظاهر شدن های یومیه نتونست غیر از کنجکاوی ش چیزِ دیگه رو تحریک کنه نه علاقه اش رو نه خواستنش رو

دارم شک می کنم به بدون کسی این وسط که وفاداری کیان بهش زبون زده کسی که من حتی حسش هم نمی کنم تنها کسی

که با بودن در کنار کیان می تونه به من حسه بدی بده اون ارش دراز بی قواره است تنها مرد زیبا و خوش پوشی که مورد تنفر منه

با حسه همین هاس که دلم گرفته خالی ولی سنگینه از چی نمیدونم ، حالت سرخوردگی رو کنار همه سلول های مرده و زندم احساس می کنم

آخر شهریور شده سه ماه از شروع اون نقشه حساب شده اون برنامه ریزی های دقیق گذشته ولی هیچ بازدهی هیچ سود دهی نداشته

هیچ اتفاق خاصی نه تنها تو زندگی من بلکه نه زندگی شهرام با اون زنه عتیقه اش نه آرشام با این دلدار سرتق لجباز و منم که جای

خودم دارم . تنها اتفاق خاص و خوب ما بر می گرده به داداش بهرام .

اون روز خسته و کوفته با کیانا از اون پیاده روی و عرض اندام پیش چشم کیان برگشتیم و رسیدیم جلو در مجتمع حضور

romangram.com | @romangram_com