#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_410

نمیدونم جایی بهتر برای خورده کافی و قهوه نبود ؟ زمان ورودم به بوتیک جمع شش نفره مردونه شون رو با حضور نحس آرش برآورد کردم

چرخیدن و نخریدن بین این همه رگال لباس بالاترین حد شکنجه ایه که میتونم به خودم بدم و در آخر اینکه

خب یه سجده شکر باید به جا بیارم که بعد از اون همه بی خود و بی جهت بالا و پایین کردن لباس ها تونستم یه تاپ خوشرنگ بنفش

که به ته مانده حسابم بیاد نه به تنم پیدا کنم بلکه این مردک اخمو اون نگاه غضبناک ش رو از روم برداره والا پیش خودش نمیگه

این 70 سانت پارچه آخه شصت هفتاد تومن نمی ارزه با نخ طلا می دوختن کمتر پاش می افتاد

خودم دارم اینجا کنار صندوق اون کارت بی زبون و بی پول رو دست فروشنده خندون از خریدم می دم ولی تمام حواسم به اون

لبخندیه که برام نابه دست نیافتنیه این چیزه که برام قیمتیه

- مبارکتون باشه خانم

بله که مبارک میشه 45 تومن پول بی زبون رو دادم برای همین تاپ میخوای مبارک هم نشه ولی چه سود که تنها می تونم بگم

- ممنون

romangram.com | @romangram_com