#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_375
هر دوشون با هم پخش زمین شدن نجلا تو بغل مادر بد حال تر از خودش بهرام بین دستای سپر شده آرشام و شهرام
داداش دو روز نجلا یه هفته تمام تو تخت جا پهن کرد درد زنانگی کم بود که زخم های تنش جای اون سگک کمربند چرمی تا یه هفته جسم ریز نقشش رو
به بازی گرفت عفونت کرد چرک کرد درد کشید اما یه نفس بهرام رو می خواست ، می خواست حرف بزنه دلیل بیاره ولی داداشم با قصاوت تمام
دست رد می زد به سینه اش ، پای کلانتری وسط اومد بهرام به جرم ضرب و شتم بازداشت شد یازده ساعت حبس بود
تا خبر به گوش نجلا رسید با اون شیون و زاری که راه انداخت خیلی زود رضایت نامش دست سرهنگ پاسگاه رسید ، در که اومد
شهرام و آرشام یک ثانیه تنهاش نذاشتن چرا که هیچ کار احمقانه ای ازش بعید نبود نجلا هنوز بستری بود که پدر و مادرش برای حلالیت و خدافظی
در خونمون رو زدند اشک ریختن قسم خوردن که از ماجرا بی خبر بودن گفتن نجلا آدم ریسک پذیری نبود نجمه یادش داده و گولش زده
فردای همون روز بود که نجمه با داد و فریادش از ما خدافظی کرد
- برای همیشه می رم ولی ولت نمی کنم یه روزی یه جایی حالت رو می گیرم .
romangram.com | @romangram_com