#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_372
پر آشفته من تو خونه بال بال می زد یه سکوت وهم اور عجین شده بود با این همه حس بد
شاید جاش نبود وقتش نبود اما من داشتم لذت می بردم از دستایی که هرچند با خشم دور دستم حلقه بود و خیلی زود این لذت به آخرش رسید
منو با اون همه درد پرت کرد سمت نجمه که خواب آلو داشت به این آشفته بازار نگاه می کرد .
کسی می تونه بین اون بازار شام به لباس خواب خواهرش به اون بازی پیش چشم مردی که دوستش داره فکر کنه ؟
- هوی چته وحشی زدی صاب مصبش رو در آوردی پرتشم می کنی ؟
مادر نجمه - خفه شو نجلا
بهرام - خفه شو نجمه
چشمای مامان و بابا گردتر از این نمیشد ، مات و مبهوت بودن داد می زد تو چهرشون
داد می زد اولین بار اونم پیش روی بزرگترش
- حاج خانم کجای کاری ؟ نجلا کدومه ؟ این دختر .... خودشو زده جای این بی شرف
romangram.com | @romangram_com