#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_371


- دِ با توام می گم بپوش لعنتی

- بهرام تو رو خدا تو رو خدا بزار حرف بزنم بزار توضیح بدم

- حرف بزنی ؟ صدات در بیاد زبونت رو از حلقت کشیدم بیرون ( داد زد ) می گم بپوش

یه دست مانتو شلوار بدون لباس زیر با یه تنه پر درد چه طوری تن پوشم شد نمیدونم باز اینم نمیدونم چه حکمتی داره هر چی بیشتر درد بکشی

آستانه تحمل دردت می ره بالاتر ، هر چی زار زدم التماس کردم قسم خوردم با تو دهنی هاش حاضر نشد به حرفم

گوش بده و حتی به تنها دلیلم . وقتی با اون وضع اسفناک اون رانندگی دیوانه وار اون ترس های ته دلم به خونمون رسیدیم پاندول

ساعت حونه پدری با رسیدن به ساعت شش تکون خورد . هیچی سر جاش نبود قلبم سر جاش نبود حالم سر جاش نبود

تنم از درد داشت بیداد می کرد و نمیدونم چی مسبب این همه ایستادگی من بود

اون زنگ بی موقع همه رو دلواپس منتظر ورودمون نگه داشته بود وضع ظاهری هیچ کدوم مون خوب نبود ترس ... وحشت از چهره


romangram.com | @romangram_com