#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_356

" از کشیدگی صدای خواهرش می گذره "

- اگه بدونی امروز بهرام چی گفت می میری از خنده

باز اسم بهرام اومد وسط من وا دادم شل شدم پرسیدم

- چی گفت ؟

- گفت .... گفت ... به من علاقه داره ( با اون حال خرابش قهقهه می زد ) اون مردک دراز به من علاقه داره به سلامتی خودش سه چهار

تا دادم بالاها نشد حال ندم به خودم

" عصبی میشم از این تشبیه نجمه نسبت به برادرم "

- سوختم اون الکل داده بود پایین من گر گرفتم اون پس میزد مرد مورد علاقه منو من التماس می کردم از خدا خواستن مردی که منو پس می زد

تنفر دارم از دنیایی که همه به داشته ی دیگران چشم دارن خودمم شده بودم یکی از همون ها. دستام به قدری شل و بی جون شد

که نتونستم اون شلوار نیمه در آورده رو کامل براش در بیارم گذاشتم با همون حال و احوال بخوابه بلکه کمتر منو با حرفاش دق بده .

romangram.com | @romangram_com